نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «پسر انسان» به کارگردانی سپیده میرحسینی و تهیهکنندگی سپیده میرحسینی و وحید دلیلی عصر روز دوشنبه 17 دی با حضور کارگردان فیلم، ذبیحالله رحمانی و محسن سلیمانی فاخر، کارشناسان و منتقدان سینما، مریم پهلوانی رواندرمانگر شناختی، در باشگاه «سینما اندیشه» فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.
به گزارش روابطعمومی گروه سینمایی هنرو تجربه سپیده میرحسینی کارگردان فیلم پسر انسان بعد از نمایش این فیلم گفت: فیلم را بر اساس زندگی واقعی یکی از دوستانم ساختم. در این فیلم بیش از آنکه بخواهم به تطبیق جنسیت بپردازم، روایت ارزانبودن برایم مهم بود. گذشتن از جنسیت و به انسانیت فکرکردن، دغدغة من در «پسر انسان» بود.
وی در پاسخ به اینکه کدام شخصیتهای فیلم، قهرمان هستند گفت: تمام کاراکترهای فیلم حقی داشتند و تنها کاراکتر برادر منفی بود. هر کدام از شخصیتها وقتی از حقشان حرف میزنند، دقیقاً درست میگویند و میتوان به آنها حق داد. دنبال قهرمانپروری نبودم. نگاهم به شخصیتها فراجنسیتی بود.
وی با تشکر از اکران این فیلم در گروه سینمایی هنرو تجربه گفت: واقعیت این است که اکران چنین فیلمهای یک جسارتی میخواهد که در گروه سینمایی هنرو تجربه این جسارت وجود داشت و خوشبختانه با استقبال خوبی هم همراه شد و بعد از اکران سینمایی در اکران آنلاین هم در سایت هاشور نیز موفق است
مریم پهلوانی، رواندرمانگر نیز گفت: طرح این موضوعات، خلاقانه و شجاعانه است. فیلم هدف بزرگی دارد و آن ارتقای آگاهیهای جامعه در برابر اقلیتی از آدمها است که دیده میشوند اما فهمیده نمیشوند. در طی تجاربم با این شخصیتها، احساس میکنم فیلم رویکرد آیندهنگرانهای دارد. گذشتة این آدمها خیلی پیچیده نیست، اما گذشتة سخت و دردناکی است.
وی افزود: دلهرهآور بودن فیلم، نشانة موفقیت آن در اهدافش است که دلهرة یک فرد ترنس را در مواجهه با گذشتة دردناکش، به بیننده منتقل میکند. این شخصیتها از آگاه شدن دیگران از گذشتهشان هراس دارند و سعی بر پنهانکردن دارند، چون این فهمیدهشدن کمتر درک و پذیرفته میشود. آیا فرهنگ آنها را میپذیرد؟
محسن سلیمانی فاخر، منتقد و کارشناس سینما نیز در این نشست گفت: فیلم بیش از آنکه به اختلال هویت جنسیتی بپردازد، از داشتن حق انتخاب انسانها حرف میزند، از اراده در تعیین زندگی خویشتن و درعینحال از اسرار آدمی و مواجهه دیگران با رازهای فردی، از اضطرابهای پذیرفتهنشدن در برابر دگردیسیهای شخصی و در نهایت، حمایتها یا عدمحمایتیهای حقوقی و عرفی در کشور را مطرح میکند.
وی به فیلم «دختر دانمارکی» بهکارگردانی تام هوپر اشاره کرد و افزود: این فیلم، نمونة درخشان این دست درونمایههاست که از ابتدا، تغییرات و خاستگاه این نیاز را نشان میدهد. اساساً کارکرد این آثار، میتواند دنیای فردی و مشکلات این انسانها را نشان دهد؛ اینکه دنیا و وقایع آن از دید یک ترنس چگونه ادراک میشود و نگاه دیگران به او چگونه است.
وی به نمادگرایی فیلمساز در عنوان فیلم، نامهای آذر، اهورا و بهمن و نیز استفاده از چرخفلک در نمای انتهایی فیلم اشاره کرد و گفت: فیلمساز میتوانست انگیزه و آن نیروی کششی که شخصیت را به تغییر جنسیت وامیدارد را به تصویر بکشد.
وی به نقل از کیر کگور گفت: مهم این است که انسانها، تصمیمی در زندگی داشته باشند که با وجودشان در ارتباط باشد. تصمیمی که فرد با آن رابطه برقرار کند و بتواند بسط، گسترش و ممکن شدن خودش را محقق کند و در فیلم «پسر انسان»، قهرمان فیلم و دیگر شخصیتها درگیر این تصمیم بزرگ میشوند.
ذبیحالله رحمانی، منتقد سینما نیز گفت: فیلم «پسر انسان» بهعنوان یک فیلمِ هنر و تجربهای، دارای نقاط قوت و ضعفی است. شجاعت لازم را دارا است. دلهرهآور و در بعضی از لحظات درخشان بوده و ساختار هنری روایت هم قابلقبول است.
وی یادآور شد: به علت عدم آشنایی با روایت در فیلمهای سينمایی ما، معمولاً از عنصر زاویه دید بهدرستی استفاده نمیشود؛ اما در فیلم «پسر انسان» از زاویه دید بهخوبی بهرهبرداری شده است. فیلم در رفتارها، منشها و خلقها نامعمول است، چراکه فیلم در چارچوب مشخصی جای نمیگیرد و بنابراین فیلم غیرمعمول نیز هست.
رحمانی با اشاره به اینکه نام فیلم برگرفته از متون کتب قدیم انجیل که لقب منجی «مسیح» یادآور جهان هست و معنای لغوی آن، قدرت ابدی و بیزوال است، گفت: ارسطو در رسالة بوطیقا (فن شعر) که برای سایر هنرها هم صدق میکند، چنین نوشته: «در رهگذر روایت، به تقلید دست زند که در این حال، یا همچون هومر در قالب شخصیتی دیگر فرورود، یا از زبان خود بیهیچ تغییری سخن گوید. راه سومی نیز هست: این که همة شخصیتهایش را همچون افرادی زنده در برابر دیدگان ما مجسم کند.» در فیلم «پسر انسان» ضلع سوم مورداستفاده قرار گرفته است؛ بنابراین در فیلم همة انسانها معرفی میشوند که چه کسی هستند.
وی افزود: در روند پرداخت، فیلم دارای اشکالاتی نیز هست. به همة شخصیتها در رفتار و عملکرد، پرداخت شده است، الا شخصیت دختر که بهخوبی پرداخت نشده و آرمیتا انگاری وجود خارجی نداشته است؛ درصورتیکه همة اتفاقات حول محور دختر میچرخد. نکتة دیگر اینکه کلیت اثر گفتگو محور بوده و زمان فیلم نیز میتوانست با حذف بعضی از سکانسها، بهتر شود.